تبليغاتX
گروه(تو تی تو) در خدمت بازدیدکننده گرامی
 
درباره وبلاگ


نظرسنجي
كد نظرسنجي در اينجا
پيوندها

گالري قالب وبلاگ
محمد
1368
نیلوفر عاکفیان
بنفشه رحمانی
ghaleb
الي
قالب
s
1027010577
اهنگ های محسن چاوشی
سامان از دوستای وبلاگمه
30NwE$TeR
روستای حصار -- تربت حیدریه

پيوندهاي روزانه

انجمن طراحان ايران
همراه شو ای عزیز اهنگ

آرشيو پيوند هاي روزانه

آمار وبلاگ
كل بازديد ها :
شهر من 0531

دوست دار  تر بت حیدریه ام

تربتی ام حیدری ام عاشق سید علی ام



+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 10:50  توسط محمد 
این پاراگراف عشقولانه

مطالب عشقولانه  

 

 

 

  برین تو ادامه مطلب



ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:33  توسط محمد 



+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 18:23  توسط محمد 
لغاتی تربتی که خودم تحقیق کردم

واژه هاي رايج

آ - ا - ب - پ -

آ

آتو

âtu

آق ميرزا

âq mirzâ

مکتبدار زن ، زني که نو آموزان دختر را قرآن مي آموخت .
در برهان قاطع آمده است :
« آتون بر وزن خاتون ، زني باشد که دختران را تعليم خواندن و نوشتن و نقش دوختن دهد »
اين زن در برخي شهرهاي خراسان از جمله تربت حيدريه به نام « آتو » خوانده مي شود

شوهر خواهر ، ميرزا از «مير» مخفف امير و «زا» مخفف «زاد» تشکيل شده و جمعاً اميرزاده معني مي دهد مانند عباس ميرزا.

آق ملاّ

âq mollâ

 

 

 آقا ملاّ . ------> آق ميرزا

 

 

ا

اجير

aĵir

اجير رفتن

aĵir reftan

هوشيار

هوشيار شدن، به خود آمدن ، از خواب بيدار شدن

اوريب قيقاچ

orib qeyqâč

اوريب قيقاچ رفتن

orib qeyqâč reftan

کج و کوله ، ناصاف

به اين طرف و آن طرف منحرف شدن هنگام راه رفتن

استقو

astequ

استندن

estondan

استخوان
« استقو متر کنه » = استخوان مي ترکاند.

گرفتن

اسياوون

asyâvun

ايسّاخت

issâxt

اسياوو ، آسيابان ، آن که مأمور حفاظت از آسيا و نيز به کار اندازي آن است .

اين طور ، اين گونه.
ايساخت که از زمي علف جوشي
کي برد منه د مينشا؟ گله
                              محمد قهرمان

ب

بجل

bojol

بزغله

bezqala

بجول ، استخوان بندگاه پا و ساق ، کعب .
« تقل داين بچّه از بي بجليه » = جر زدن بچه از بي بجلي است .

بزغاله ، بچه بز.
« هر که د گله نيه بزغلش نره » = هر کس در گله نيست و غايب است ، بزغاله او نر است

پ

پتيخ

petix

پلخمو

palaxmu

ژوليده ، درهم ريخته

تيرکمان کودکان . وسيله اي است که کودکان با آن گنجشک شکار مي کنند و آن مرکب است از يک دوشاخ چوبي به شکل ( Y ) و دو بازو يا کمان در طرفين از جنس کش يا لاستيک و يک سنگ دان که چرمي مي باشد و دو سر آن به کشها وصل است .

پوخ پوخ رفتن

pox pox reftan

پوده

puda

خرد و ريز شدن ، ذره ذره گشتن .

پوسيده و ضايع شده ، کهنه شده .

پور چنه

pur čana

 

 

پرچانه ، پر حرف ، حرّاف .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 18:22  توسط محمد 
مطالب گذشته
السلام علیک یا معین الضعفا

شهر من 0531
این پاراگراف عشقولانه

لغاتی تربتی که خودم تحقیق کردم

مطالب در مورد تربت حیدریه
براي افزايش آمار وبلاگتان مي توانيد لينك خود را ، به لينك باكس ارسال كنيد .

CopyRight http://2t2.blogfa.com .:. Tamplate Design by : GHALEBKADEH