اگه دنیا رو بدن محاله از تو دور بشم
نگیر از من عشقتو می خوام که با تو جور بشم
تو سپیده ی منی باید که مال من باشی
نمی خوام تنها توی خواب و خیال من باشی
من ازت یه چیز می خوام هرچی که خواستی پایتم
بی تو پوچم ولی با تو من پر از نهایتم
تو بگو دوستم داری تا گل بریزم زیر پات
اگه با من بمونی جونمو من می دم برات
دو تا چشم خوشگلت مست و خرابم می کنه
کوه یخ بودم ولی عشق تو آبم می کنه
آره این مرد یخی مسته به گرمی نگات
تا توی آغوش تو آب شه بریزه زیر پات
تا سپیده دم می خوام براش بیدار بمونمو
تا سپیده با منه می خوام دل دیوونمو
به فدای ناز اون چشمای نازش بکنم
سرشو رو شونه هام یه روز نوازش بکنم
تا سرش رو شونمه بگم که چشماتو ببند
تا نبینی اشکمو به روی چشمام تو بخند
تو بخند به هر چی شد که خنده هاتو دوست دارم
آره تا ابد می خوام دست توی دستات بزارم
یه سپیده من دارم به صد تا دنیاش نمی دم
آخه دنیای منه دنیامو تو چشاش دیدم
توی دفتر خاطرم قصه نوشتم واسه تو
یکی بود یه دیوونه فدای اون احساس تو
یه علی بود و دلی که خسته بود از همه کس
دلش از زخم زبون پر شد و زد نفس نفس
دل زخمیش که دیگه نایی واسه نفس نداشت
از تو اون دستایی که رحمی به قلب اون نداشت
افتادش روی زمین زیر پای صد تا پسر
پا به پا لگد می خورد از اون از خدا بی خبر
تا که یک روز اومد و دوره ی غصه سر رسید
دل زندونی اون از تو لجن ها پر کشید
رفت و رفت تا که رسید به جایی که از دور دور
برقی زد توی چشاش یه قصر رویا پرِ نور
سمت اون قصر خیال پر زد و پر زد تا که دید
یه فرشته دستاشو به سمت اون نشون کشید
تا که به خودش اومد دید که نه این خیال نبود
بعد از اون رنجه ها دل رها شد از غم زود زود
اون دو دست مهربون باز شده بود برای اون
مثل یک پرنده ای براش می ریختش آب و دون
دل این مرد یخی پرسید ازش اسمت چیه؟
پاسخ از لباش رسید سپیده ام کارت چیه؟
گفتم از دنیا سیرم یه عمره توی زنجیرم
ولی تو دستای تو می خوام که باز جون بگیرم
تو نزار تنها باشم رونده شدم از همه جا
یه پناه از تو می خوام نزار بشم از تو جدا
هنوزم منتظرم سپیده پاسخی بده
کاش بگه باشه قبول خنده به ما نیومده!!!!!!!!!!
روی دریا خونه ساختی ساده دل ...
خیلی دیر یارو شناختی ساده دل ...
تو غبار ناگوار عاشقی همهی ...
هستی تو باختی ساده دل ...
منم اون عاشق دیوونهی اون ...
که اومدم باز در خونهی اون ...
اما اومدم تا نفرینش کنم ...
نفرینمو به قلب سنگینش کنم ...
آی ساده دل اما نفرین که کار قلب تو نیست ...
تو برو با خط قلبت بنویس که دیگه تنهایی پایون نداره ...
آخه درد تنهایی گلایه نیست ...
کاش میشد فقط یه لحظه پا بذاری توی خوابم
تا برای اخرین بار من ببوسم روی ماهت
یه روزی میاد منو تو برسیم به هم دوباره
دست گرمت رو بگیرم بمیرم واسه نگاهت

چی بگم خدای خوبم عشق ما برام یه خوابه
ارزوی داشتن اون مثل راه رفتن رو ابه
تموم هستیم رو دادم تا که اون یه روز بشه ما
اخ که هیچکی نمیدونه تو دلم نمونده جز اون
روز و شب دارم میگردم تا که اونو به دست بیارم

محمد

خداحافظ